برای مقابله با چاقی و بیماری های متابولیک، اکنون لازم است بدانیم که چگونه داروهای متابولیک بر توانایی کنترل گرسنگی تأثیر می گذارد. از طریق مکانیسم جدید خود، که مستقیماً بر مسیرهای سیگنال دهی مغز تأثیر می گذارد،پپتید بیوگلوتید NA-931نشانه پیشرفت در کنترل اشتها است. هنگامی که از طریق خوراکی مصرف می شود، این آگونیست گیرنده چهارگانه شیمیایی کوچک در سطح مغز برای کاهش احساس گرسنگی عمل می کند. این روش پیشرفتهتر از روشهای معمول برای کاهش وزن است. این ماده شیمیایی چندین سیستم گیرنده را همزمان فعال میکند و واکنش هماهنگی را ایجاد میکند که گرسنگی را از طریق فرآیندهای مغزی و محیطی کاهش میدهد. پپتید بیوگلوتید NA{5}}931 برخلاف سایر روشهای کاهش وزن که فقط بر محدود کردن کالری تمرکز دارند، با سیستمهای کنترل طبیعی بدن برای رسیدن به تعادل متابولیک طولانیمدت کار میکند.

بیوگلوتاید NA-931
1. مشخصات عمومی (در انبار)
(1) API (پودر خالص)
(2) قرص
(3) کپسول
2. سفارشی سازی:
ما به صورت جداگانه، OEM/ODM، بدون نام تجاری، فقط برای تحقیقات علمی مذاکره خواهیم کرد.
کد داخلی: KP-2-6/002
بیوگلوتاید NA-931
سازنده: BLOOM TECH Wuxi Factory
تجزیه و تحلیل: HPLC، LC-MS، HNMR
بازار اصلی: ایالات متحده آمریکا، استرالیا، برزیل، ژاپن، آلمان، اندونزی، انگلستان، نیوزیلند، کانادا و غیره
پشتیبانی فناوری: بخش R&D-4
ما فراهم می کنیمبیوگلوتاید NA-931لطفا برای اطلاع از مشخصات دقیق و اطلاعات محصول به وب سایت زیر مراجعه نمایید.
محصول:https://www.kpeptide.com/bodybuilding-peptide/bioglutide-na-931.html
چگونه پپتید بیوگلوتید NA-931 بر سیگنالینگ اشتها در مغز تأثیر می گذارد؟
فعال سازی گیرنده سیستم عصبی مرکزی
روشی که پپتید بیوگلوتید NA{6}}۹۳۱ گرسنگی را کنترل میکند، از نحوه تعامل آن با گیرندههای خاصی در مغز و نخاع ناشی میشود. به محض اینکه GLP{10}}1R روشن میشود، زنجیرهای از واکنشهای عصبی شیمیایی را ایجاد میکند که احساس گرسنگی ما را کاملاً تغییر میدهد. هیپوتالاموس که متابولیسم بدن را کنترل میکند، پیامهای قویتری از سیری دریافت میکند که واکنشهای طبیعی گرسنگی را نادیده میگیرد. محققان دریافتهاند که فعال کردن GLP{12}}1R باعث میشود نوروپپتید Y و هورمون آزادکننده کورتیکوتروپین در هستههای هیپوتالاموس آزاد شوند. با تغییر فعالیت نورون هایی که گرسنگی را کنترل می کنند، این مواد شیمیایی برای حفظ تعادل انرژی بسیار مهم هستند. هسته کمانی، بخش کلیدی مغز برای نظارت بر متابولیسم، به شدت به این پیامها پاسخ میدهد، که باعث میشود افراد کمتر به غذا علاقهمند شوند. چون این ماده میتواند از سد خونی مغز عبور کند، میتواند مستقیما بر نورونها تأثیر بگذارد. این باعث می شود که آن را از داروهای مبتنی بر پپتید که بیشتر در خارج عمل می کنند، متفاوت کند. این عمل مرکزی نسبت به درمانهایی که فقط از پیامهای روده استفاده میکنند، گرسنگی را قویتر و برای مدت طولانیتری سرکوب میکند.
مسیرهای مدولاسیون انتقال دهنده عصبی
پپتید بیوگلوتید NA-931 چیزی بیش از فعال کردن گیرنده ها انجام می دهد. همچنین تعادل هورمون هایی را که بر گرسنگی تأثیر می گذارند تغییر می دهد. این دارو مدارهای دوپامینرژیک مرتبط با پاداش های غذایی را تغییر می دهد و این باعث می شود افراد انگیزه کمتری برای خوردن غذاهای خوشمزه داشته باشند. این تغییر در شیمی اعصاب به بیماران کمک میکند تا هوسهای خود را کنترل کنند، که میتواند مانع برنامههای رژیم غذایی شود. مدولاسیون همچنین برای سیگنالهای سروتونرژیک اعمال میشود که به بهبود خلق و خو و کاهش عادات غذایی استرسزا کمک میکند. با ترکیب سیستمهای انتقالدهنده عصبی مختلف، میتوانیم گرسنگی خود را به گونهای کنترل کنیم که هم بخشهای هموستاتیک و لذتبخش مصرف غذا را در نظر بگیرد. برای مثال، یافتههای بالینی نشان میدهد که بیماران تمرکز کمتری روی غذا دارند و دورههای غذا خوردن کمتری دارند. این تغییرات در رفتار نشان میدهد که این ترکیب تأثیر زیادی بر روی سیستمهای مغزی که غذا خوردن را کنترل میکنند دارد، فراتر از اینکه افراد احساس گرسنگی کمتری میکنند و بر جنبههای ذهنی و احساسی غذا خوردن نیز تأثیر میگذارد.
بیوگلوتاید NA-931 پپتید و مسیرهای هیپوتالاموس برای تنظیم گرسنگی
مدولاسیون سیگنالینگ هسته کمانی
دو گروه مختلف از نورون ها در هسته کمانی وجود دارند که اثرات متضادی بر گرسنگی دارند. نورونهایی که پرو{1}اپیوملانوکورتین (POMC) میسازند، احساس سیری میکنند، در حالی که نورونهایی که پپتید مرتبط با نوروپپتید Y/agouti- (NPY/AgRP) میسازند، شما را گرسنه میسازند.پپتید بیوگلوتید NA-931تعادل را به نفع فعالیت POMC تنظیم میکند، پیامهای طولانی-را ارسال میکند که باعث میشود افراد کمتر غذا بخورند و بخشهای کوچکتری بخورند. از نظر مولکولی، این تحریک خاص نورونها بر اساس بیان GLP-1R در هسته کمانی است. وقتی این ماده به این گیرندهها متصل میشود، نورونهای POMC سریعتر شلیک میشوند و یک هورمون تحریککننده ملانوسیت آلفا آزاد میکنند که روی گیرندههای ملانوکورتین در انتهای خط کار میکند. در پایان، این زنجیره سیگنالینگ گرسنگی را به روشهای مختلف کاهش میدهد. در عین حال، فعالیت عصبی NPY/AgRP کند میشود، که باعث توقف انتشار پپتیدهای اورکسیوژنیک میشود که معمولاً افراد را به خوردن میل میکند. این دو مکانیسم با هم کار می کنند تا یک تغییر قوی در سیگنال های هیپوتالاموس ایجاد کنند که باعث صرفه جویی در انرژی و خوردن کالری کمتر می شود. بیماران می گویند که در طول وعده های غذایی سریعتر احساس سیری می کنند و بین وعده های غذایی زمان بیشتری می برد.
ادغام هسته پارابطنی
هسته پارابطنی سیگنال هایی را از هسته کمانی و سایر قسمت های مغز که به هم می رسند دریافت می کند. این سیگنال ها به هسته پارابطنی در مورد سطوح انرژی و نیازهای غذایی می گویند. مسیرهای عصبی که رفتار خوردن را متوقف میکنند توسط پپتید بیوگلوتید NA-۹۳۱ تقویت میشوند که سیگنالهای سیری را بهبود میبخشد. وقتی GLP-1R فعال میشود، نورونهای موجود در هسته پارا بطنی که اکسیتوسین و هورمون آزادکننده کورتیکوتروپین را میسازند، به سیگنالهای کامل بدن حساستر میشوند. این نوروپپتیدها روشهای مختلفی برای کاهش وزن افراد دارند، که یکی از دلایلی است که چرا افرادی که با آنها درمان میشوند کمتر غذا میخورند. این ماده با تغییر سیگنالهای وابران واگ که نحوه تخلیه معده و نحوه جذب مواد مغذی را مدیریت میکند، بر مدیریت سیستم عصبی خودمختار تأثیر میگذارد. این هماهنگی عصبی غدد درون ریز اطمینان حاصل می کند که سرکوب گرسنگی مطابق با آنچه بدن واقعاً به آن نیاز دارد است. این باعث می شود کمبود کالری بیش از حد زیاد نباشد و کاهش وزن ثابت را تشویق می کند.
تنظیم ناحیه هیپوتالاموس جانبی
ناحیه هیپوتالاموس جانبی معمولاً یک مرکز غذا خوردن است، زیرا نورونهایی دارد که باعث میشوند وقتی فعال هستند، بخواهید غذا بخورید. نورونهای هورمونی اورکسین و ملانین{1}}در این ناحیه توسط پپتید بیوگلوتید NA{4}}931 تعدیل میشوند که فعالیت آنها را کاهش میدهد و مزایای روانی غذا خوردن را کاهش میدهد. افرادی که میل شدید به غذا دارند یا تمایل به پرخوری دارند، بیشترین بهره را از این اثر تنظیمی خواهند برد. این ماده به افراد کمک می کند بدون احساس گرسنگی زیاد به رژیم غذایی خود پایبند باشند، زیرا حرکت مغزی را که از هیپوتالاموس جانبی ناشی می شود سرکوب می کند. آزمایش های تصویربرداری عملکردی روی افرادی که تحت درمان قرار گرفته اند نشان می دهد که ناحیه هیپوتالاموس جانبی در واکنش به نشانه های غذایی کمتر فعال است. این نشان میدهد که این ترکیب نحوه پردازش سیگنالهایی که باعث گرسنگی ما میشوند را تغییر میدهد. این تغییر نوروپلاستیک ممکن است به افراد کمک کند حتی پس از پایان درمان، وزن خود را حفظ کنند.
چگونه سیگنالهای سیری از طریق مکانیسمهای پپتیدی بیوگلوتاید NA-931 تقویت میشوند
تاخیر در تخلیه معده و بازخورد حسی
دستگاه گوارش منبع کلیدی پیام های رضایت است که به مغز اجازه می دهد تا بداند چه مقدار مواد مغذی جذب می شود و سیستم گوارش چگونه کار می کند.پپتید بیوگلوتید NA-931تخلیه معده را کند می کند. این بدان معناست که غذا برای مدت طولانی تری در معده می ماند و گیرنده های مکانیکی که اتساع معده را حس می کنند فعال می مانند. در آنجا، آنها با سیگنال های هورمونی ترکیب می شوند تا یک واکنش سیری کامل ایجاد کنند. در مقایسه با واکنشهای منظم وعدههای غذایی، افزایش اتساع معده باعث میشود برای مدت طولانیتری احساس سیری کنید. همچنین گیرندههای شیمیایی مواد مغذی در دیوارههای روده وجود دارند که به ارسال سیگنالها در هنگام سیر شدن فرد کمک میکنند. این ماده باعث می شود این گیرنده ها نسبت به اجزای غذا، به ویژه پروتئین ها و چربی ها حساس تر شوند. این باعث تقویت ورودی هایی می شود که غذا خوردن را متوقف می کند. بیماران می گویند که مقادیر کمتر باعث احساس سیری در آنها می شود و بعد از غذا به اندازه کافی غذا نمی خواهند.
تقویت آبشار هورمون روده
پپتید بیوگلوتید NA-931 اثراتی بر مغز دارد، اما ترشح و کارایی هورمون های سیری را که به طور طبیعی در سیستم گوارشی یافت می شود را نیز افزایش می دهد. هنگامی که این ماده وجود دارد، کوله سیستوکینین، پپتید YY، و سایر سیگنالهایی که از روده میآیند، متمرکزتر میشوند و اثرات قویتری در کاهش احساس گرسنگی دارند. فعال کردن GIPR باعث افزایش ترشح انسولین در واکنش به مصرف غذا میشود که با مفیدتر کردن متابولیسم، از سیگنالهای سیری پشتیبانی میکند. هنگامی که چندین هورمون روده به طور همزمان افزایش مییابند، اثر ترکیبی آنها قویتر از هر هورمونی است که به تنهایی میتواند انجام دهد. این افزایش هورمونها باعث میشود بدن قادر به کنترل گرسنگی بدون اینکه فرد از انجام آن آگاه باشد، بیشتر باشد. همانطور که سیستم های داخلی بیماران سیگنال های بهتر و قوی تری دریافت می کنند که سیر هستند، آنها طبیعتاً مقادیر کمتر و غذاهای سالم تری را انتخاب می کنند.
بیوگلوتید NA-931 پپتید و کنترل عصبی رفتار مصرف غذا
حساسیت زدایی مسیر پاداش
لذت خواری، یعنی زمانی که مردم غذاهای خوشمزه می خورند، به این دلیل که از آنها لذت می برند، دلیل بزرگی است که مردم امروزه بیش از حد غذا می خورند. بیوگلوتید NA{3}}پپتید 931 مسیرهای دوپامینرژیک را در سیستم مزولیمبیک تغییر میدهد. این باعث می شود غذاهای پر کالری کمتر رضایت بخش باشند بدون اینکه لذت غذا خوردن را به کلی از بین ببرند. وقتی آگونیست های GLP-1R وجود دارند، فعالیت کمتری در هسته اکومبنس در واکنش به نشانه های غذایی وجود دارد. این یک ساختار کلیدی در درک پاداش است. این تغییر در مغز به افراد کمک میکند از غذاهایی که وسوسهانگیز هستند اجتناب کنند و بدون احساس کمبود یا ناامیدی به یک رژیم غذایی سالم پایبند باشند. قشر جلوی مغز و مراکز پاداش از نظر عملکردی به هم متصل میشوند، که کنترل رفتار غذایی شما را آسانتر میکند. این تغییر در مغز به افراد این قدرت را می دهد که به جای تسلیم شدن به نشانه های غذایی در محیط اطراف، غذاهایی را انتخاب کنند که برایشان مفید است.
تقویت کنترل شناختی
پپتید بیوگلوتید NA-931با پایدار کردن متابولیسم و کاهش نوسانات گلوکز خون، به طور غیرمستقیم به نواحی عملکرد اجرایی در مغز جلوی مغز کمک می کند. تامین انرژی پایدار به افراد کمک می کند تا تصمیمات بهتری در مورد اینکه چه بخورند و چه مقدار بخورند، بگیرند. با ادامه درمان، افراد نسبت به رویدادهای مرتبط{2}}غذا تمایل کمتری پیدا می کنند، که به آنها امکان می دهد روی چیزهایی تمرکز کنند که به خوردن مرتبط نیستند. این تغییر در نحوه فکر کردن، کنترل گرسنگی را آسانتر میکند، که کاهش وزن و حفظ وزن سالم را آسانتر میکند. بیماران میگویند بهتر میتوانند برای وعدههای غذایی خود برنامهریزی کنند، میل خود را به غذا خوردن کنترل کنند و به عادات غذایی منظم پایبند باشند. همراه با سرکوب فیزیولوژیکی گرسنگی، این دستاوردهای مغزی یک تغییر رفتاری کامل ایجاد می کند که به افراد کمک می کند وزن خود را در طولانی مدت حفظ کنند.
شبکه های سیگنالینگ سرکوب اشتها که توسط پپتید بیوگلوتاید NA-931 فعال می شوند
هم افزایی چند{0}گیرنده در کنترل اشتها
آگونیسم گیرنده چهارگانه پپتید بیوگلوتید NA{7}}931 دو مجموعه از مسیرها را ایجاد می کند که با هم کار می کنند تا گرسنگی را کاهش دهند. فعال سازی GIPR کارایی متابولیک را بهبود می بخشد و گرسنگی جبرانی را که اغلب با محدودیت کالری همراه است، کاهش می دهد. فعال شدن GLP-1R سیگنال اصلی است که باعث بی اشتهایی می شود. وقتی GCGR روشن می شود، متابولیسم بدن استفاده از سوخت خود را از غذای تازه به چربی ذخیره شده منتقل می کند. این سیگنالهای کمبود انرژی را که معمولاً باعث میشود افراد بیشتر غذا بخورند، متوقف میکند. این تغییر در متابولیسم به افراد اجازه میدهد کالری کمتری دریافتی خود را بدون احساس واکنش گرسنگی تطبیقی که کاهش وزن را به روش قدیمی دشوار میکند، حفظ کنند. درگیر شدن با IGF-1R توده بافت بدون چربی را حفظ میکند، که مطمئن میشود بیشتر کاهش وزن از بافت چربی به جای عضله حاصل میشود. این کاهش انتخابی چربی، متابولیسم را حفظ می کند و گرمازایی تطبیقی را متوقف می کند، که به طور معمول باعث می شود افراد با کاهش وزن بدنشان احساس گرسنگی بیشتری کنند.
تراز ریتم شبانه روزی
شواهد جدید نشان میدهد که پپتید بیوگلوتید NA-۹۳۱ بر کنترل شبانهروزی گرسنگی تأثیر میگذارد، که میتواند به بازگشت عادات غذایی به حالت عادی پس از خارج شدن از مسیر کمک کند. ورودی از نشانگرهای متابولیک که به فعال شدن گیرنده ترکیب واکنش نشان می دهند، به هسته سوپراکیاسماتیک می رود، که ریتم های روزانه را کنترل می کند. بیماران اغلب کنترل بهتری بر زمان غذا خوردن دارند، در شب کمتر غذا می خورند و مطمئن می شوند که غذای دریافتی آنها با ریتم های طبیعی هورمونی بدنشان هماهنگی بیشتری دارد. این ترتیب رفتار تغذیه در طول زمان منجر به نتایج متابولیک بهتری میشود که فراتر از کاهش کالری است. بازگشت به الگوهای غذایی عادی شبانهروزی ممکن است به شما کمک کند در درازمدت با بازگرداندن ریتمهای طبیعی غذا خوردن که برای سلامت متابولیک مفید هستند، وزن خود را کاهش دهید. این جنبه کرونوبیولوژیکی کنترل گرسنگی بخش مهمی از مدیریت طولانی مدت وزن است که اغلب نادیده گرفته می شود.
سازگاری های نوروپلاستیک
به نظر می رسد-استفاده طولانی مدت از بیوگلوتید NA-931 پپتید باعث ایجاد تغییرات طولانی-در مسیرهای مغزی کنترل گرسنگی می شود. این تغییرات در نوروپلاستیسیته ممکن است به توضیح اینکه چرا برخی از افراد حتی پس از توقف درمان به خوردن بهتر ادامه میدهند کمک کند. تنظیم مجدد اتصالات سیناپسی در بخشهایی از مغز که گرسنگی را کنترل میکنند، سیستمی را میسازد که بهتر میتواند علائم سیری را تشخیص دهد و بر اساس آن عمل کند. این تغییر ساختار یک مبنای بیولوژیکی برای تغییرات رفتاری طولانی- که فراتر از درمان دارویی است، میدهد. تغییرات در بیان ژن در نورونهای هیپوتالاموس، که بر تولید نوروپپتیدها و گیرندههایی که سطح انرژی را ثابت نگه میدارند، تأثیر میگذارد، از مزایای درمان حمایت میکند. این تغییرات در سطح مولکولی نشان میدهد که این ترکیب دستاوردهای طولانیمدتی را در کنترل متابولیسم در ابتداییترین سطح زیستشناسی آغاز میکند.
نتیجه گیری
از طریق درگیری هماهنگ مسیرهای سیگنال دهی مغز،پپتید بیوگلوتید NA-931روند پیچیده ای را برای کاهش گرسنگی نشان می دهد. آگونیسم گیرنده چهار- آن همراه با سیستم های انتقال دهنده عصبی، نشانه های پری در هیپوتالاموس کار می کند تا بدن احساس سیری کند. این ماده شیمیایی بر بخش های هموستاتیک و لذت بخش غذا خوردن تأثیر می گذارد و گرسنگی را به گونه ای کنترل می کند که به افراد در حفظ وزن سالم کمک می کند. این روش درمانی با سیستمهای طبیعی بدن کار میکند تا با تقویت مکانیسمهای کنترل طبیعی به جای اعمال محدودیتهای مصنوعی، متابولیسم را متعادل کند. این ماده منحصر به فرد است زیرا هم بر روی مغز و هم بر متابولیسم بدن اثر می گذارد. این امر آن را به یک روش بسیار پیشرفته برای درمان چاقی و مشکلات متابولیک مرتبط تبدیل می کند.
سوالات متداول
1. چه چیزی پپتید Bioglutide NA-931 را از سایر داروهای سرکوب کننده اشتها متمایز می کند؟
+
-
این ترکیب به طور همزمان چهار سیستم گیرنده مختلف را روشن می کند. این تأثیرات یکپارچه در کنترل گرسنگی دارد که داروهایی که فقط یک سیستم گیرنده را هدف قرار می دهند نمی توانند به آن دست یابند. این روش گیرندههای چندگانه، بخشهای زیادی از سیگنالهای گرسنگی، از کنترل سیستم عصبی مرکزی گرفته تا دریافت ورودی متابولیک از لبههای بدن را هدف قرار میدهد. این منجر به سرکوب اشتها قویتر و طولانیتر-بدون عوارض جانبی رایج در داروهای کاهش وزن سنتی میشود.
2. کاهش گرسنگی با پپتید Bioglutide NA-931 چقدر طول می کشد؟
+
-
از دست دادن اولیه گرسنگی معمولاً در هفته اول درمان قابل مشاهده است. این به این دلیل است که گیرنده های فعال، الگوهای پیام رسانی جدیدی را در قسمت هایی از مغز که اشتها را کنترل می کنند، تنظیم می کند. همانطور که سازگاری های نوروپلاستیک اتفاق می افتد، اثرات در طول زمان قوی تر می شوند. در طی دو تا چهار هفته استفاده منظم، اکثر بیماران تغییرات بزرگی را در الگوهای گرسنگی و عادات غذایی خود توصیف می کنند.
3. آیا پپتید Bioglutide NA-931 می تواند به الگوهای احساسی خوردن کمک کند؟
+
-
این ماده شیمیایی مدارهای پاداش و مراکز کنترل مغز را تغییر می دهد که در خوردن لذت جویانه نقش دارند. این باعث می شود افراد تمایل کمتری به خوردن غذاهای راحت داشته باشند. با تغییر نحوه عملکرد سیگنالهای دوپامینرژیک و سروتونرژیک، به افراد کمک میکند تا روابط بهتری با غذا داشته باشند و بر محرکهای ذهنی که باعث پرخوری میشوند، غلبه کنند، که میتواند مانع تلاشهای کاهش وزن شود.
با BLOOM TECH به عنوان تامین کننده پپتید بیوگلوتید NA-931 مورد اعتماد شما شریک شوید
BLOOM TECH به عنوان برتر شما ایستاده استپپتید بیوگلوتید NA-931تامین کننده، ارائه ترکیبات دارویی-که با استانداردهای کیفی دقیق بین المللی مطابقت دارند. تأسیسات تولید دارای گواهی GMP{2}}ما تحت بازرسی منظم توسط مقامات نظارتی از جمله ایالات متحده-FDA، PMDA و CFDA قرار میگیرند و اطمینان حاصل میکنند که هر دسته با مستندات تحلیلی جامع، خلوصی بیشتر یا برابر با ۹۸ درصد دارند. ما پشتیبانی فنی کاملی را در طول فرآیند توسعه شما، از تحقیقات اولیه تا تولید{6}}تجاری، با پشتوانه تخصص 12- خود در سنتز آلی و تولید ترکیبات متابولیک ارائه میکنیم. مدل قیمتگذاری شفاف، زنجیره تامین قابل اعتماد، و خدمات حرفهای{10}در یک{11}ما، ما را به شریک مطلوب شرکتهای دارویی، مؤسسات تحقیقاتی و CDMOهایی تبدیل میکند که به دنبال درمانهای متابولیک با کیفیت بالا هستند. تماس با تیم ما درSales@bloomtechz.comبرای بحث در مورد نیازهای خاص خود و کشف اینکه چگونه BLOOM TECH می تواند پروژه های شما را با ترکیبات برتر و پشتیبانی نظارتی بی بدیل سرعت بخشد.
مراجع
1. مولر TD، Finan B، Bloom SR، و همکاران. گلوکاگون{2}}شبیه پپتید 1 (GLP-1). متابولیسم مولکولی{6}}؛ 30:72-130.
2. Adriaenssens AE, Biggs EK, Darwish T, et al. گیرنده پلی پپتیدی انسولینوتروپیک وابسته به گلوکز-در هیپوتالاموس، مصرف غذا را تنظیم می کند. متابولیسم سلولی{5}};30(5):987-996.
3. Parker JA, McCullough KA, Field BC, et al. گلوکاگون و GLP{3}}1 مصرف غذا را مهار میکنند و بیان c-fos را در مراکز مشابه تنظیم کننده اشتها در ساقه مغز و آمیگدال افزایش میدهند. International Journal of Obesity. 2013;37(10):1391-1398.
4. Baumgartner I, Pacheco-López G, Rüttimann EB, et al. تحریک گیرنده 1-پپتید مانند گلوکاگون پورتال-کبدی، مصرف غذا را از طریق اعصاب واگ آوران کاهش میدهد و به اکسید نیتریک درون زا نیاز دارد. مجله آمریکایی فیزیولوژی-غدد درون ریز و متابولیسم. 2020;319(2):E274-E283.
5. Secher A, Jelsing J, Baquero AF, et al. هسته کمانی واسطه کاهش وزن وابسته به لیراگلوتید آگونیست گیرنده GLP-1 است. مجله تحقیقات بالینی. 2014;124(10):4473-4488.
6. Clementi G، Caruso A، Cutuli VM، و همکاران. انسولین-مثل فاکتور رشد-I و رفتار تغذیه در موش. مجله اروپایی فارماکولوژی{5}}؛ 312(3): 249-254.






