سکرتین استاتیک تنظیم کننده پلی پپتیدی درون زا مهم است که به طور گسترده در بدن انسان توزیع شده است، با گیرنده های خاصی که در چندین منطقه کلیدی مغز سیستم عصبی مرکزی بیان می شود. این پایه آناتومیکی و مولکولی آن را قادر می سازد تا در تنظیم فعالیت عصبی مرکزی شرکت کند و نقش تنظیم کننده بالقوه ای در عملکرد عصبی ایفا کند.
برای مدت طولانی، تحقیقات مربوطه در مورد آن به طور مداوم گسترش یافته است و ارزش بالقوه آن در بیماری های عصبی به تدریج توجه گسترده ای را به خود جلب کرده است. این مقاله بر روی اثرات و مکانیسمهای خاص این دارو در دو اختلال رایج عصبی-اختلال طیف اوتیسم و بیماری پارکینسون تمرکز دارد، به طور سیستماتیک تأثیر مداخلهای، مکانیسم تنظیم عصبی بالقوه و محدودیتهای تحقیقاتی موجود را توضیح میدهد، با هدف تکمیل درک عملکرد تنظیمکننده عصبی سکرتین و ارائه منابع نظری در زمینه بیماریهای مرتبط با بیماریهای عصبی.
فرم محصولات ما







سکرتین COA



سکرتین استاتو گیرنده های خاص آن در چندین نواحی مغزی سیستم عصبی مرکزی توزیع شده اند و یک مبنای تشریحی برای مشارکت بالقوه آنها در تنظیم عملکردهای عصبی فراهم می کنند. محققان مطالعات پایه و بالینی گسترده ای را در مورد کاربرد این پپتید در دو اختلال عصبی انجام داده اند: اختلال طیف اوتیسم و بیماری پارکینسون. هم اثرات و هم مکانیسمهای زیربنایی آن یافتههای مرحلهای را به همراه داشتهاند، و همه مطالعات مرتبط مستقل از سایر عملکردهای تنظیمی فیزیولوژیکی آن مانند هضم و متابولیسم انجام میشوند.
تحقیق مداخله ای Secretin در مورد اوتیسم

(I)تنظیم فعالیت الکتریکی عصبی در مناطق کلیدی عملکردی مغز از طریق سیستم عصبی مرکزی-گیرنده های خاص
گیرندههای مخصوص سکرتین بهطور گسترده در سراسر سیستم عصبی مرکزی توزیع شدهاند و در نواحی کلیدی مغز که در تنظیم رفتار اجتماعی، عملکرد شناختی و پاسخهای احساسی نقش دارند، مانند قشر جلوی مغز، آمیگدال و هیپوکامپ بیان میشوند. می تواند از طریق جریان خون یا مسیرهای انتقال خاص به این مناطق مغز برسد، به گیرنده های خاص آنها متصل شود و متعاقباً فرکانس شلیک عصبی، قدرت انتقال سیگنال و هماهنگ سازی را در مناطق مربوطه تعدیل کند. بیماران مبتلا به اختلال طیف اوتیسم اغلب فعالیت الکتریکی عصبی غیرطبیعی را در این نواحی مغز از خود نشان می دهند. نقش تنظیمی آن با هدف اصلاح چنین فعالیت عصبی الکتروفیزیولوژیکی مختل شده، ایجاد یک پایه عصبی الکتروفیزیولوژیکی برای بهبود عملکردهای اجتماعی، عاطفی و شناختی است.
(II) حفظ تعادل متابولیک و انتشار انتقال دهنده های عصبی مرکزی کلیدی
عدم تعادل در انتقال دهنده های عصبی مرکزی یک مکانیسم پاتوفیزیولوژیک مهم در اختلال طیف اوتیسم است. این می تواند در تنظیم فرآیندهای فیزیولوژیکی مختلف انتقال دهنده های عصبی کلیدی در سیستم عصبی مرکزی، از جمله سنتز، آزادسازی، بازجذب پیش سیناپسی و تخریب آنها شرکت کند. از طریق این نقش نظارتی،سکرتین استاتبه حفظ تعادل پویا بین انتقال دهنده های عصبی تحریکی و مهاری کمک می کند، در نتیجه انتقال سیگنال عصبی غیر طبیعی ناشی از اختلال در تنظیم کننده های عصبی را بهبود می بخشد. افزایش ثبات در انتقال سیگنال عصبی میتواند به کاهش علائم اصلی مانند رفتارهای کلیشهای، اختلالات عاطفی و کنارهگیری اجتماعی در بیماران کمک کند، که یک مکانیسم مهم در سطح انتقالدهنده عصبی-برای اثرات درمانی بالقوه آن است.


(III) مدولاسیون پلاستیک سیناپسی عصبی و بازسازی مدارهای عصبی غیر طبیعی
پلاستیسیته سیناپسی عصبی پایه اساسی برای برقراری ارتباط بین نورون ها و تشکیل مدارهای عصبی عملکردی است. بیماران مبتلا به اختلال طیف اوتیسم معمولاً رشد سیناپسی غیرطبیعی و اختلال در اتصالات مدار عصبی را نشان می دهند. سکرتین می تواند در تنظیم فرآیندهای شکل گیری، بلوغ و هرس سیناپس های عصبی شرکت کند و در نتیجه انعطاف پذیری سیناپسی را افزایش دهد. با بهینه سازی ساختار و عملکرد سیناپسی، این امر به ترمیم اتصالات غیرطبیعی مدار عصبی و بازسازی مسیرهای عصبی مرتبط با تعامل اجتماعی، شناخت زبان و تنظیم عاطفی کمک می کند. این مکانیسم پشتیبانی نظری برای نقش درمانی بالقوه آن از منظر توسعه عصبی و بازسازی مدار عصبی فراهم میکند، که همچنین دلیل اصلی گنجاندن آن در تحقیقات علمی مرتبط با اوتیسم{4}}است.
اثر محافظت عصبی سکرتین بر بیماری پارکینسون
01. اثرات محافظت کننده عصبی در آزمایشات سلولی (تأیید در شرایط آزمایشگاهی)
در آزمایشهای سلولی آزمایشگاهی، محققان عمدتاً از مدلهای سلولهای عصبی مرتبط با بیماری پارکینسون{{0}(مانند ردههای سلولی عصبی دوپامینرژیک یا نورونهای دوپامینرژیک اولیه) استفاده میکنند و فرآیندهای پاتولوژیک آسیب عصبی و آپوپتوز در بیماری پارکینسون را با افزودن پاتوژنهای کلاسیک MP5} یا DA{OH{OH{0} شبیهسازی میکنند. سپس مداخله سکرتین انجام می شود. نتایج تجربی نشان می دهد که به طور قابل توجهی زنده ماندن نورون های آسیب دیده را افزایش می دهد، ناهنجاری های مورفولوژیکی نورون ناشی از عوامل بیماری زا (مانند تکه تکه شدن نوریت و انقباض سوما) را کاهش می دهد و به طور قابل توجهی نسبت نورون های دوپامینرژیک عملکردی تحت آپوپتوز را کاهش می دهد. این به طور خاص به عنوان کاهش بیان پروتئین های مرتبط با آپوپتوز و کاهش تشکیل اجسام آپوپتوز آشکار می شود که به طور موثر روند آسیب نورون های دوپامینرژیک را کند می کند. علاوه بر این، برخی از مطالعات نشان دادهاند که میتواند کمی متابولیسم تغذیهای نورونهای آسیبدیده را ارتقا بخشد، و تحمل آنها را در برابر محرکهای بیماریزا افزایش دهد، در نتیجه پشتیبانی نظری قوی در شرایط آزمایشگاهی برای آزمایشهای in vivo بعدی فراهم میکند.


02. اثرات محافظت کننده عصبی در آزمایشات حیوانی (تأیید صلاحیت In Vivo)
در آزمایشهای حیوانی in vivo، موشها یا موشها معمولاً برای ساختن مدلهای بیماری پارکینسون (مانند مدلهای موش القا شده با MPTP یا مدلهای موش تزریقی استریوتاکتیک 6{{4}OHDA) استفاده میشوند. این مدلها بهطور دقیق ویژگیهای پاتولوژیک اصلی بیماری پارکینسون انسانی، از جمله ضایعات دژنراتیو نورونهای دوپامینرژیک، اختلال عملکرد حرکتی، و تشکیل تودههای پاتولوژیک غیرطبیعی در مغز را شبیهسازی میکنند. پس از تجویز مداخله سکرتین در حیوانات مدل (معمولاً از طریق تزریق داخل صفاقی، تزریق داخل وریدی، یا تزریق داخل بطنی مغزی)، مشاهده و آزمایش طولانی مدت نشان میدهد که اثرات محافظت عصبی واضحی از خود نشان میدهد: اول، این دارو به طور موثر روند دژنراتیو نورونهای دوپامینرژیک را کاهش میدهد. از دست دادن، سطح دوپامین و متابولیت های آن را در مغز افزایش می دهد و عملکرد هدایت مسیرهای عصبی دوپامینرژیک را بهبود می بخشد.
دوم، به طور قابل توجهی اختلال عملکرد حرکتی را در حیوانات مدل کاهش می دهد، که به طور خاص به صورت کاهش فرکانس و دامنه لرزش در اندام ها، بهبود علائم برادی کینزی، و بهبود نمرات رفتاری در تست هایی مانند تست قطب، تست روتارود و تست پرتو تعادل آشکار می شود، و به حیوانات مدل کمک می کند تا حدی توانایی های حرکتی خودمختار را به دست آورند. سوم، واکنشهای پاتولوژیک غیرطبیعی موضعی در سیستم عصبی مرکزی را کاهش میدهد، تجمع عوامل التهابی در مغز را کاهش میدهد، تجمع اولیه پروتئینهای پاتولوژیک غیرطبیعی را مهار میکند، اختلالات ریزمحیطی اطراف نورونها را کاهش میدهد و شرایط نسبتاً پایداری را برای بقای نورونهای دوپامینرژیک فراهم میکند.

03. مکانیسم های محافظت عصبی در سطح مولکولی و سلولی

این مکانیسم مولکولی اصلی است که از طریق آن سکرتین اثرات محافظتی عصبی خود را در بیماری پارکینسون اعمال می کند. در پیشرفت پاتولوژیک بیماری پارکینسون، آپوپتوز غیرطبیعی نورونهای دوپامینرژیک در جسم سیاه پارس فشرده مغز میانی یک جنبه مرکزی توسعه بیماری و یک عامل کلیدی منجر به اختلال عملکرد حرکتی در بیماران است. می تواند از طریق جریان خون از سد خونی-مغزی عبور کند و دقیقاً به گیرنده های خاصی روی سطح غشای سلول عصبی دوپامینرژیک متصل شود. این فعالسازی مسیرهای سیگنال دهی ضد آسیب و ضد آپوپتوتیک درون سلولی متعددی را در نورونها ایجاد میکند که مسیرهای سیگنالینگ PI3K/Akt و ERK1/2 اهداف تنظیمی اولیه آن هستند. پس از فعال شدن، این مسیرها دقیقاً حالت های فعالیت پروتئین های مختلف عملکردی پایین دست را از طریق تغییرات فسفوریلاسیون تعدیل می کنند.
از یک طرف، آنها به طور قابل توجهی مقاومت به استرس و تحمل آسیب خود نورون های دوپامینرژیک را افزایش می دهند و توانایی آنها را برای مقاومت در برابر القاء کننده های بیماری زا خارجی مانند MPTP و 6{2}OHDA تقویت می کنند و آسیب مستقیم عصبی ناشی از عوامل بیماری زا را کاهش می دهند. از سوی دیگر، آنها مستقیماً زنجیرههای انتقال سیگنالهای آپوپتوز را مسدود میکنند، فعالسازی رونویسی و بیان ژنهای مرتبط با آپوپتوز را مهار میکنند و سنتز و فعالسازی پروتئینهای مرتبط با آپوپتوز مانند خانواده کاسپاز را کاهش میدهند. این به طور موثر آپوپتوز بیش از حد نورون های دوپامینرژیک را سرکوب می کند، ساختار مورفولوژیکی طبیعی و عملکردهای هدایت فیزیولوژیکی آنها را حفظ می کند و پیشرفت پاتولوژیک بیماری پارکینسون را کند می کند.
فعال شدن غیر طبیعی سلول های نوروگلیال در سیستم عصبی مرکزی یک عامل پاتولوژیک مهم است که آسیب عصبی دوپامینرژیک را در بیماری پارکینسون تشدید می کند. در طول پیشرفت پاتولوژیک بیماری پارکینسون، میکروگلیا و آستروسیتها در مغز به طور غیر طبیعی فعال میشوند و وارد حالت بیش فعالی میشوند. این سلولهای گلیال فعال شده بیش از حد واسطههای التهابی نوروتوکسیک مانند TNF-، IL-1 و NO ترشح میکنند و پاسخهای التهابی مزمن موضعی را در سیستم عصبی مرکزی تحریک میکنند. این امر هموستاز ریزمحیط مورد نیاز برای بقای نورون های دوپامینرژیک را مختل می کند و آسیب و از دست دادن نورون ها را تسریع می کند. از طریق اقدامات تنظیمی مولکولی خاص، سکرتین به طور قابل توجهی از فعال شدن بیش از حد میکروگلیاها و آستروسیت ها جلوگیری می کند و باعث کاهش ترشح و آزادسازی واسطه های التهابی عصبی آنها می شود.

به طور همزمان، سطوح فعالسازی مسیرهای سیگنالینگ مرتبط با التهاب مانند NF{1}}kB را کاهش میدهد، پاسخهای التهابی مزمن موضعی را در سیستم عصبی مرکزی کاهش میدهد و آسیب مداوم ناشی از واسطههای التهابی به نورونهای دوپامینرژیک را کاهش میدهد. علاوه بر این،سکرتین استاتمی تواند عملکرد آستروسیت ها را برای ترویج ترشح مواد نوروتروفیک مانند فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) و فاکتور نوروتروفیک مشتق از خط سلول گلیال{{1}(GDNF) تعدیل کند. این امر پشتیبانی تغذیه ای فراوانی را برای ترمیم و بقای نورون های دوپامینرژیک، بهینه سازی بیشتر ریزمحیط سیستم عصبی مرکزی و ایجاد یک پایه محکم برای محافظت از نورون ها فراهم می کند.

تنظیم مسیرهای اتوفاژی برای پاکسازی تجمع غیر طبیعی مواد پاتولوژیک در مغز
چین خوردگی، تجمع و تشکیل اجسام لوی غیرطبیعی توسط -سینوکلین در مغز یکی از بارزترین ویژگی های پاتولوژیک بیماری پارکینسون است. این مواد پاتولوژیک غیرطبیعی انباشته شده به طور مداوم به نورونهای دوپامینرژیک آسیب میرسانند، مانع انتقال سیگنال عصبی طبیعی میشوند و کاهش عملکرد عصبی را تسریع میکنند. مطالعات تجربی اولیه موجود نشان میدهد که میتواند دقیقاً فعالیت مسیرهای اتوفاژی را در نورونهای دوپامینرژیک تنظیم کند و به طور قابلتوجهی بیان و سطوح فعالیت پروتئینهای عملکردی مرتبط با اتوفاژی (مانند Beclin-1 و LC3) را افزایش دهد. این امر باعث حفظ فرآیند اتوفاژی سلولی در سطح فیزیولوژیکی طبیعی می شود. هنگامی که به طور متوسط فعال شود، مسیر اتوفاژی می تواند به طور خاص سینوکلین و اندامک های آسیب دیده مغز را که به طور غیرطبیعی انباشته شده اند، شناسایی، کپسوله و تخریب کند.
این امر رسوب و تجمع چنین مواد مضر را در نورون ها کاهش می دهد و در نتیجه آسیب سمی مداوم آنها به نورون های دوپامینرژیک را کاهش می دهد و تغییرات دژنراتیو در عملکرد عصبی را کاهش می دهد. این مکانیسم به عنوان مکمل مهمی برای اثرات محافظت عصبی سکرتین در بیماری پارکینسون عمل میکند و منطق مولکولی محافظ چند بعدی آن را اصلاح میکند.
اثرات محافظت کننده عصبی سکرتین در بیماری پارکینسون به یک مسیر تنظیمی تکی ندارد. در عوض، آنها شامل تعاملات هم افزایی و تکمیلی مسیرهای مولکولی متعدد هستند که در سه بعد اصلی عمل می کنند: محافظت مستقیم از نورون های دوپامینرژیک، تنظیم هموستاز ریز محیط سیستم عصبی مرکزی، و پاکسازی مواد پاتولوژیک غیر طبیعی در مغز. از طریق فرآیندهای تنظیمی دقیق مولکولی و سلولی، این امر به اثرات محافظت کننده عصبی خود در برابر بیماری پارکینسون دست می یابد.
تگ های محبوب: سکرتین استات، تولید کنندگان سکرتین استات چین، تامین کنندگان, کپسولهای پپتیدی BPC 157, قرصهای لیپوزومی گلوتاتیون, اسپری گلوتاتیون لیپوزومی, قرص ناد, کرم تی بی ۵۰۰, قرصهای پپتیدی TB 500

